آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

داستان آخرین روز فندق بودن آیلایی

1391/7/17 10:37
نویسنده : مامانی
460 بازدید
اشتراک گذاری

خانم کوچولوی مامان کم کم صدای پای تولدت به گوش می رسه  چه زود این دوسال گذشت مثل برق و باد حالا تمامی اون اتفاقات مثل یک فیلم تو ذهنم دارن حرکت می کنند

درست در چنین روزی حدود ١٢ ظهربود که مامانی به همراه بابایی برای آخرین چکاب وضعیت فندق به سونوگرافی رفتند و  دکتر گفت که هم حرکات نی نی کم شده و هم بند تاف به گردنش افتاده ما هم سریع خودمون رو به مطب خانم دکتر رسوندیم خانم دکتر در حال خارج شدن از مطب بودند که دوباره برگشتند داخل بعد از دیدن سونو گرافی گفتند فردا صبح ساعت ٧ برا عمل آماده شو . هر چی مامانی اصرار کرد تا چند روزی برا زایمان طبیعی  صبر کنند خانم دکتر گفتند مامانی باید کنرل کنه اگه خطر ناک تر بشه حتی شاید همین امشب هم عمل انجام بشه . بعد هم مامانی  وبابایی با هزار فکر به خونه ماماما اومدن و قضیه رو گفتند همه شوکه شده بودند چون حدود ١٠ روز بعد منتظر اومدن فندق کوچولو بودند.شب بابایی با مسئول بانک خون بند ناف تماس گرفت و گفت فردا صبح عمل انجام خواهد شد . و فقط ماماما و عمه سارا از قضیه مطلع بودند. بالاخره اون شب هم مثل تمام شبها سپری شد ....

بقیه در پست بعدی ماچ

توضیح : فندق اسمی بود که مامانی برای دوره جنینی خانم کوچولو انتخاب کرده بود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ارمیا و کسری
17 مهر 91 10:36
ای جانم. خدا رحم کرده. خدا رو شکر که این گل رو به شما داده. پیشاپیش ورودش به این دنیا رو هم تبریک میگم. خونه دلتون پر از شادی.


ممنون مامانی خونه دل شما هم همیشه شاد و خرم
خاله حسنا
17 مهر 91 11:08
آره خیلی دو دل بودی... ای جان الان بیا و ببین تحرک این دخملی رو...مامانی دست گلت درد نکنه برای این همه زحمتی که عرض دو سال کشیدی...دست بابایی هم درد نکنه ... همیشه سایه تون بالاسر این خوشگل ما باشه...دلم براش یه ذره شده


دل ماهم یک ذره شده خوب خاله اسی دیگه چیزی نمونده
خاله حسنا
17 مهر 91 11:08
راستی مامانی پست بعدی کجاست ؟ منتظر بقیه داستانیم...



صبر صبر صبر
سودابه
18 مهر 91 1:49
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارکاز طرف من و نوه گلم محمد متین


مرسی
مامان عسل
20 مهر 91 6:55
سلام عزیزم.بخدا شرمنده باور کن تولد آیلا جونم یادم بود ولی متاسفانه عسلم مریض شده بود و حسابی مشغول عسل بودم ببخشید گلم.. انشاالله سایتون همیشه بالا سر آیلایی باشه عزیزم.


ممنون عزیزم ان شا اله زود زود خوب می شه عسل خاله هیچ وقت مریضی به راغش نید
مامان سویل
21 مهر 91 8:46
عزیزم تولد ایلا جونم مبارکما همشهری هستیم اره؟


به به چه عالی یک دوست و همشهری پیدا کردیم با اجازه لینکتون می کنم